Translation.Studies

کیهان بهمنی ترجمه‌های تازه‌ای منتشر می‌کند
نویسنده : ستاره - ساعت ٩:٢٢ ‎ب.ظ روز ٤ بهمن ۱۳۸٧
 

خبرگزاری دانشجویان ایران - تهران
سرویس: فرهنگ و ادب - کتاب

کیهان بهمنی ترجمه‌های تازه‌ای منتشر می‌کند.


به گزارش خبرنگار بخش کتاب خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، این مترجم دو عنوان از مجموعه‌ی «فلاسفه‌ی‌ بازپرس» را که مجموعه‌ا‌ی 30مجلدی نوشته‌ی گروهی از نویسندگان است، در حال انتشار دارد.


این مجلدها به اومبرتو اکو و آلبر کامو مربوط‌اند، که از سوی نشر افراز منتشر می‌شوند.

در این مجموعه، فلسفه و اندیشه‌ی متفکران به زبان ساده بیان شده است.


مجموعه‌ی داستان «زن دیوانه روی پل» نوشته‌ی سوتونگ - نویسنده‌ی چینی - نیز توسط نشر یادشده در حال انتشار است.


به گفته‌ی مترجم، این اثر تاکنون به فارسی ترجمه نشده است.


او کتابی را هم با موضوع روان‌شناسی و عنوان «زنان و بحران میان‌سالی» نوشته‌ی مشترک جیم و سالی کانوی از سوی نشر افراز برای کسب مجوز نشر ارائه کرده است.


رمان «وقتی بزرگ بودیم» از آن تایلر - نویسنده‌ی آمریکایی - هم از سوی نشر یادشده به چاپ خواهد رسید.


کیهان بهمنی متولد سال 1350، مشغول تحصیل در رشته‌ی زبان و ادبیات انگلیسی در دانشگاه یو. پی. ام. مالزی است.


ترجمه‌های دیگر او عبارت‌اند‌ از: «ستون پنجم»، نمایش‌نامه‌ی ارنست همینگوی، «فرزند پنجم»، رمانی از دوریس لسینگ، و «504 اصطلاح ضروری زبان انگلیسی».

انتهای پیام


 
comment نظرات ()

 
دست های دعا گو / The praying hands
نویسنده : ستاره - ساعت ۱۱:٤٤ ‎ق.ظ روز ٩ آذر ۱۳۸٧
 

History of the praying hands

 

Back in the fifteenth century, in a small village near Nuremberg lived a family with eighteen children. In order to keep food on the table, the father worked 18 hours a day. Despite their hard condition, two brothers in the family had a dream. They both wished to study art, but they knew well that their father would not be able to send either of them to Nuremberg to study.

After many long discussions, the two boys finally worked out a plan. They would toss a coin. The loser would work in the mines and pay for his brother’s studies. Then, when the winner finishes his studies, he would support his brother to study, either by selling his artworks or by working in the mines.

They tossed a coin on a Sunday morning after church. Albrecht won the toss and went off to Nuremburg. Albert worked in the mines and paid for his brother’s studies. Albrecht’s etchings and his oil paintings were far better than those of his professors. By the time he finished his studies, he was making a lot of money for his works.

When the young artist returned to his village, the family had a dinner party for his homecoming. After a happy and memorable meal, Albert rose from his seat at the end to thank his brother for all he had done for him. At the end he said, “And now Albert, it’s your turn. Now you can go to Nuremberg to make your dream come true, and I will take care of you.

All heads turned to the far end of table where Albert sat, crying gently. Albert was shaking his head while crying and repeated over and over, “no…no…no.”

Finally Albert rose and wiped the tears from his cheeks. He looked down at the faces he loves, and then said, “No, brother, I can’t go to Nuremberg. It’s too late for me. Look what for years in the mines have done to my hands! “

One day, to honour Albert for all he had done, Albrecht drew his brother’s abused hands with palms together and thin fingers stretching towards the sky. He called this painting “hands. “  The world soon opened their hearts to this great masterpiece and renamed that to “the praying hands. “

More than 450 years have passed. Albrecht Durer’s hundreds of great portraits, watercolours, charcoals and copper engravings are in every great museum in the world, but most people are more familiar with only one of his works,

“the praying hands. “



 

تاریخچه دست های دعا گو

در قرن 15 در روستای کوچکی در نزدیکی نورمبرگ خانواده ای با 18 فرزند زندگی می کردند.
پدرشان برای امرار معاش 18 ساعت در روز کار می کرد . علیرغم شرایط سختی که داشتند ، دو برادر در این خانواده رویایی داشتند. آرزوی هر دو این بود که هنر بخوانند ، اما آنها به خوبی میدانستند که پدر آنها قادر نیست هر دوی آنها را برای تحصیل به نورمبرگ بفرستد..
بالاخره بعد از بحث های طولانی ، هر دو نقشه ای کشیدند و تصمیم گرفتند شیر یا خط بندازند و بازنده آنها در معدن کار کند و مخارج تحصیل برادر دیگر را بدهد . 
بعد زمانی که برنده درسش تمام شد ، او مخارج تحصیل برادر دیگرش را با کار در معدن مهیا کند.
آنها در روز یکشنبه صبح بعد از کلیسا شیر یا خط انداختند و آلبرشت برنده شد و راهی نورمبرگ شد.
آلبرت هم در معدن مشغول به کار شد و مخارج تحصیل او را تهیه کرد.
سیاه قلم های آلبرشت ، نقاشی های رنگ روغن او  همه به مراتب از کارهای اساتید او بهتر بودند.
زمانی که او درسش تمام شد پول زیادی به دست آورد.
وقتی این هنرمند جوان به روستایش بازگشت ، خانواده اش برای بازگشت او مهمانی گرفتند.
بعد از صرف غذای شاد و خاطره انگیز ، آلبرشت   برای تشکر از برادرش به خاطر تمام کارهایی که او برایش انجام داده بود  از جایش بلند شد و گفت : آلبرت حالا نوبت توست ! حالا تو میتوانی به نورمبرگ بروی ورویایت را واقعیت ببخشی ، و من از تو حمایت خواهم کرد .
همه سر ها به سمت آلبرت که داشت به آرامی گریه می کرد برگشت.
آلبرت در حالی که گریه می کرد سرش را تکان داد و پشت سر هم گفت : نه.... نه... نه.
سرانجام آلبرت بلند شد و اشکهایش را از روی صورتش پاک کرد و رو به چهره کسانی که  دوستشان داشت گفت : نه برادر !! من نمی توانم به نورمبرگ بروم. برای من خیلی دیر است . ببین 4 سال کار در معدن با دستهای من چه کرده است !!
آلبرشت برای ارج نهادن به زحمات برادرش آلبرت عکس دستهای فرسوده آلبرت را در حالی که انگشتان او رو به آسمان بود کشید.
او اسم این اثرش را " دست ها " گذاشت .
به زودی همه جهان متوجه این شاهکار بزرگ شدند و اسم آن را به " دست های دعا گو " تغییر دادند.
و حالا بیشتر از 450 سال میگذرد و صد ها پرتره زیبا ، آبرنگ و گراور های مسی و ... از او در همه موزه های جهان می باشد. اما بیشتر مردم فقط با کار " دست های دعا گو " بیشتر آشنا هستند
.  

 ترجمه : ستاره  لبخند


 
comment نظرات ()

 
? what happy people do
نویسنده : ستاره - ساعت ۱۱:۱٤ ‎ق.ظ روز ٩ آذر ۱۳۸٧
 

 


 1.Happy people are in control of their lives. They choose where to live, where to work, and what to eat. They choose how to work and how to spend their money. If you choose to do these things that happy people do, you will feel that you have control over your situation, and not that the situation has control over you.

 

2. Happy people know that their bodies are connected to their mind, and they must take care of both. Eating better, sleeping enough, and getting exercise all help to have a happier mind.

 

 

 

3. happy people don’t treat life as a win-lose game. Instead, they know how to treat life as a learning experience. Most things can be changed or corrected. If something is not working for you, try something different. Don’t keep beating your head against the wall just because you know one way, and “you’ve always done things this way.”

 

 

 

4. Happy people know how to live in the present. Bad things have happened to everyone, but why would you want to think about a bad experience over and over again? Let the bad in your past go, and look to the good things that you can create in the present and in the future.

 

 

 

5. Happy people create a step by step plan. They don’t just wait for good things to happen in their lives. They know the importance of small steps.

 

 

 

6. Happy people know that some events in life are beyond control. If you look forward to the best, yet be prepared for the worst, you’ll always be ready in advance. Therefore, you won’t get paralyzed by a mistake or condition that you can’t control.

 

1) آدمهای خوشبخت اختیار زندگیشان را دارند. آنها انتخاب میکنند که کجا زندگی کنند ،‌ کجا کار کنند و چه چیزی
بخورند. آنها تصمیم می گیرند که چگونه کار کنند و چگونه پولشان را خرج کنند. اگر شما تصمیم بگیرید این کارهایی را انجام دهید که افراد شاد را انجام می دهند ،‌ احساس میکنید که شما اختیار وضعیت خود را در دست دارید نه اینکه وضعیتتان اختیار شما را در دست دارد.

2‌) آدمهای
خوشبخت می دانند که بدن آنها به مغزشان متصل است و آنها از هر دوی آنها مراقبت کنند. خوردن بهتر ، خواب کافی و ورزش کردن همه می توانند به داشتن ذهنی شادتر کمک کنند.

3‌) آدمهای
خوشبخت با زندگی مانند بازی برد و باخت رفتار نمی کنند. در عوض ،‌ آنها می دانند که چطور با زندگی برای به دست آوردن تجربه رفتار کنند. بیشتر چیزها می تواند تغییر کند با اصلاح یابد. اگر چیزی برای شما چیزی موثر واقع نیست ،‌چیز دیگری را امتحان کنید. آب در هون نکوبید به خاطر اینکه فقط شما یک راه را می دانید و همیشه همه چیز را به این روش انجام می داده اید.

4) آدمهای
خوشبخت می دانند که چگونه در زمان حال زندگی کنند. اتفاقات بد برای هر کسی اتفاق می افتد ،‌اما چرا شما می خواهید درباره تجربه بدی که داشتید بارها و بارها فکر کنید ؟
بگذارید اتفاقات بد زندگیتان بروند و دنبال چیزهایی خوبی باشید که می توانید در حال و آینده خلق کنید.

5) افراد
خوشبخت برنامه هایشان را مرحله به مرحله پیش می برند . آنها منتظر نمی شوند که چیزهای خوب در زندگیشان اتفاق بیفتد. آنها اهمیت قدم های کوچک را می دانند.

6) آنها می دانند که بعضی از اتفاقات در زندگی خارج از کنترل است . اگر شما به دنبال بهترین هستید ،‌خودتان را برای بدترین آماده کنید. همیشه از قبل آماده باشید . بنابر این با انجام اشتباه و یا وضعیتی که نمی توانید کنترل کنید ضعف نشان ندهید.
 

ترجمه : ستاره


 
comment نظرات ()

 
روش های ترجمه
نویسنده : ستاره - ساعت ۳:۱٤ ‎ب.ظ روز ٢٤ آبان ۱۳۸٧
 

در دوره ای که پیتر نیومارک (1981) آن را دوره ما قبل زبانشناسی ترجمه می نامند، بحث درباره ترجمه، حول یک سوال کلی صورت می گرفت و آن این بود که ترجمه باید به روش آزاد انجام شود یا روش لغوی. نظریه پرداز که خود را مجبور به انتخاب این یا آن روش
می دید، پاسخ خود را به صورتی تجویزی و با استناد به یکی از چهار عامل فرهنگی، اخلاقی، زبانی و زیبا شناختی (و یا مجموعه ای ار این عوامل) بیان می کرد. پاسخهایی را که با استناد به عوامل فوق داده شده، می توان به طور خلاصه به صورت قضایایی متضاد به شرح زیر بیان کرد:

عامل فرهنگی
الف. ترجمه ابزاری فرهنگی است. متن اصلی را تا آنجا که لازم است باید تغییر داد تا با فرهنگ مقصد سازگاری پیدا کند.
ب. ترجمه ابزاری فرهنگی است. متن اصلی را باید با کمترین تغییر ترجمه کرد تا بیانگر شیوه تفکر و بیان ملتی دیگر باشد.

عامل زبانی
الف. مترجم باید تا حد امکان کلمات و تعبیرات نویسنده را به کار ببرد و از این راه زبان مقصد را غنی کند.
ب. مترجم باید تا حد امکان از به کار بردن کلمات و تعبیرات نویسنده که زبان مقصد را فاسد می کند پرهیز کند.

عامل اخلاقی
الف. مترجم باید لفظ به لفظ به نویسنده متعهد باشد.
ب. مترجم باید به روح اثر متعهد باشد.

عامل زیبا شناختی
الف. مترجم باید با نقض قراردادهای عرفی زبان مقصد و آشنایی زدایی، غرابت زبانی متن اصلی را تا حد امکان به ترجمه منتقل کند.
ب. مترجم باید غرابت زبانی متن اصلی را به حداقل برساند و زبان ترجمه را تا حد امکان طبیعی و روان کند.

استدلالهای فوق، چنانکه گفته شد، تجویزی اند و مبنایی سوبژکتیو دارند. هر کدام از آنها ممکن است در شرایط خاصی در جامعه ای مقبول واقع شوند و در شرایط خاص دیگری نا مقبول. در تاریح ملتها بسیار پیش آمده است که زمانی یک استدلال مقبول واقع شده و زمانی استدلال متضاد آن. مقبولیت این استدلالها در نهایت تابع ذوق اهل قلم و شرایط اجتماعی فرهنگی و زبانی دوره ای خاص می باشد. در دوران جدید، به ویژه در سه، چهار دهه اخیر که حوزه مطالعات ترجمه به تدریج شکل گرفته، نظریه پرداز ترجمه، وقتی صحبت از روش ترجمه می کند، همچنان خود را به اصول کلی این یا آن روش محدود می بیند، اما در اینجا یک تفاوت اساسی وجود دارد. نظریه پرداز دیگر تجویز نمی کند، بلکه با استناد به عوامل مختلف به خصوص نوع متن، به جای اینکه بگوید "باید" این یا آن روش را به کار برد، می گوید این یا آن روش برای ترجمه این یا آن متن به کار رفته است یا مناسب تر است و دلایل عینی خود را نیز ذکر می کند.
تغییر شیوه کار نظریه پرداز از تجویزی به توصیفی، اتفاق مبارکی است که در عرصه مطالعات ترجمه رخ داده است. این تغییر پیامدهای زیادی برای مترجمان دارد. از جمله این پیامدها یکی آن است که مترجم مجبور نیست از روشی پیروی کند که در جامعه ادبی روش غالب در ترجمه به حساب می آید. انتخاب روش بستگی به مخاطب و به خصوص نوع متن دارد. انتخاب روش وقتی درست است که ترجمه برای خواننده مفید باشد یا روش با نوع متن تناسب داشته باشد. در واقع، انتخاب روش به مترجم واگذار شده است. مترجم برای انتخاب روش باید آگاهی داشته باشد و روش مناسب را با احساس مسئولیت و اعتماد به نفس انتخاب کند. این نکته دستاورد کمی نیست هر چند که اهمیت آن همیشه به درستی درک نمی شود. کم نیستند مترجمانی که همه انواع متون را به یک روش ترجمه می کنند و برای انتخاب روش مناسب، آگاهی لازم و لذا اعتماد به نفس ندارند و دست به تجربه نمی زنند و ترجیح می دهند از روش غالب پیروی کنند.

نوشته: دکتر غزاعی فر
منبع: فصلنامه مترجم


 
comment نظرات ()

 
Etienne Dolet
نویسنده : ستاره - ساعت ٤:٢٩ ‎ب.ظ روز ٢۱ آبان ۱۳۸٧
 

 Etienne Dolet اولین کسی بود که دست به ترجمه روان زد.

کشیش ها او را کافر می دانستند. زیرا فکر می کردند دست کاری کردن متون مذهبی کاری خلاف است و اعتقاد داشتند که این متن ها باید به صورت کلمه به کلمه باشند.

سرانجام در سن ٣۵ سالگی او و کتابهایش را آتش زدند.


۵ اصل که E-Dolet در رابطه با ترجمه مطرح کرد :

1- مترجم باید به طور کامل حس و مفاد اصلی نویسنده را درک کند و در این حال احساس آزادی نماید تا بدین وسیله ابهامات را شفاف سازد.

2- مترجم باید دانش کامل را در زبان مبد (TL) و در زبان مقصد (SL) داشته باشد . به گونه ای که عظمت و شکوه زبان را کاهش دهد.

3- مترجم باید از ترجمه واژه به واژه اجتناب کند.

4- مترجم باید از شکلهای لاتین و شکلهای عجیب و غریب اجتناب کند.

5- مترجم باید به گونه ای واژگان را با فصاحت کنار هم قرار دهد که از تنبلی اجتناب نماید.


مطالب گفته شده در کلاس دکتر منصوری


 
comment نظرات ()

 
تاریخچه ترجمه
نویسنده : ستاره - ساعت ٢:٥٥ ‎ب.ظ روز ٢۱ آبان ۱۳۸٧
 

ترجمه تاریخچه نسبتا پر سابقه ای دارد. اولین آثار ترجمه شده به 3000 سال قبل از میلاد و به دوران امپراطوری قدیم مصر تعلق دارد و در غرب حدود 300 ق.م. هنگامی که رومیان قسمت اعظم فرهنگ یونانی را زیر سلطه خود در آوردند، کار ترجمه اهمیت و رونق پیدا کرد. در قرن دوازدهم غرب در اسپانیا با اسلام تماس پیدا می کند که شرایط حاکم از جمله تفاوت های موجود بین دو فرهنگ و تماس مداوم میان دوزبان انجام ترجمه در سطح وسیعی را ایجاب می کند و پس از سقوط امپراطوری مغرب (مور) عده ای از مترجمان به ترجمه عربی آثار کلاسیک علمی و فلسفی یونانی می پردازند.

 

با گسترش مسیحیت کار ترجمه نقش مذهبی و مقدسی در راه انتشار کلام خدا به خود می گیرد. ترجمه های انجیل در دوران بسیار اولیه صورت گرفت و دستور ترجمه نسخه سن جروم که در نسلهای بعدی مترجمان تاثیر بسیار به جا نهاد در یال 384 بعد از میلاد از جانب سن داماسوس به عمل آمد. ترجمه انجیل تا قرن هفدهم از مسائل و معضلات عمده به شمار می رفت و این مساله با پیدایش اندیشه فرهنگهای ملی و تاثیر آنها در زبان و تفهیم و تفاهم بین متکلمین زبانهای مختلف ابعاد جدیدی پیدا کرد. اولین ترجمه انجیل کامل به زبان انگلیسی توسط ویکلیف بین سالهای 1380 و 1384 میلادی به عمل آمد.

 

در حالی که در قرن نوزدهم ترجمه به عنوان وسیله ای یک جانبه جهت ارتباط بین بزرگان ادب و تا حدود کمی بین فلاسفه و دانشمندان و خوانندگان آنها در سراسر جهان به شمار می رفت، قرن بیستم به عنوان "عصر ترجمه" نامیده شده است. ضرورتهای سیاسی، نیازهای اجتماعی، فرهنگی و علمی و رقابتهای تجاری و اقتصادی قرن حاضرایجاب می کند که کلیه مدارک، مقالات، کتابها و اسناد به اکثر زبانهای زنده دنیا و لااقل به زبانهای طرفین معامله ترجمه بشوند. تشکیل موسسات و نهادهای سیاسی و اجتماعی بین المللی نظیر یونسکو و سازمان ملل و غیره، ترقیات روزافزون علوم در اختراعات و اکتشافات جدید و نیاز متکلمین زبانهای مختلف به آگاهی از آنها، همه و همه شاءن و مقام و میزان ضرورت ترجمه را بالا برده است.

 

ترجمه در ایران تاریخ چندان پرسابقه ای ندارد. از جمله اولین کتابهای ترجمه شده به فارسی در قرن سیزدهم هجری، رو کتاب پطر کبیر و شارل دوازدهم است که توسط میرزا رضا مهندس در زمان و به دستور عباس میرزا از زبان فرانسه ترجمه شده اند. با تاسیس دارالفنون و اعزام محصلین ایرانی به خارج کار ترجمه در ایران رو به فزونی نهاد و بالاخره در سالهای بعد به لحاظ ازدیاد تماسهای بین المللی و نیازهای علمی و فرهنگی رونق بیشتری پیدا کرد تا اینکه در حال حاضر در اکثر زمینه های علمی و ادبی کتابها و مقالات بسیاری از زبانهای زنده دنیا به فارسی ترجمه می شود.

 

برگرفته از کتاب درآمدی به اصول و روش ترجمه از کاظم لطفی پور ساعدی


 
comment نظرات ()

 
استاد کیهان بهمنی
نویسنده : ستاره - ساعت ٢:٤۳ ‎ب.ظ روز ٢۱ آبان ۱۳۸٧
 

 

 


 
comment نظرات ()

 
انتشار رمان فرزند پنجم دوریس لسینگ با ترجمه کیهان بهمنی
نویسنده : ستاره - ساعت ٢:۳٩ ‎ب.ظ روز ٢۱ آبان ۱۳۸٧
 

رمان «فرزند پنجم» نوشته‌ دوریس لسینگ که برای این نویسنده‌ انگلیسی نوبل ادبی را به ارمغان آورد، با ترجمه‌ کیهان بهمنی از سوی انتشارات افراز به بازار کتاب عرضه شد.

کیهان بهمنی، که دانشجوی دکترای ادبیات انگلیسی در دانشگاه کوالالامپور مالزی است، پیش از این کتاب «ستون پنجم» اثر ارنست همینگوی را به فارسی ترجمه کرده بود که در انتشارات افراز منتشر شد و اخیراً این کتاب به چاپ دوم رسیده است.

روزنامه‌ گاردین درباره‌ دوریس لسینگ و «فرزند پنجم» می‌نویسد: «دوریس لسینگ قادر است در هر ژانری که بخواهد، بنویسد. در مورد این کتاب، او به‌سراغ ژانر وحشت رفته است و به‌شکلی زیبا وحشت را بازآفرینی کرده است. فرزند پنجم بازی با تصاویری به‌یاد‌ماندنی از وحشتی است که از دورانی دور وجود داشته است.»[دوریس لسینگ برنده نوبل ادبی 2007 شد]

روزنامه‌ ساندی تایمز نیزدر این‌باره می‌نویسد: «قدرت لسینگ در جذب و قانع کردن خواننده از ابتدای این کتاب مشهود است... فرزند پنجم کتابی است که تمام وجود شما را غرق در وحشت می‌کند، اما در عین‌حال نمی‌توانید تا پایان داستان این کتاب را روی زمین بگذارید.»
انتشارات افراز، دو کتاب «درباره‌ی آلبر کامو» و «درباره‌ی اومبرتو اکو» را نیز با ترجمه‌ی کیهان بهمنی به‌زودی منتشر خواهد کرد.

 داستان فرزند پنجم روایت خانواده‌ای است که با  چهار فرزند، خانه‌ای قدیمی و زیبا، و دوستان و اقوامی دوست‌داشتنی  زندگی خوب و خوش و خرمی‌ داشتند. ‌آنها (دیوید و هریت لُوات) زمزمه‌ شکوهمند زیبایی ارزش‌های پاک و دل‌انگیز زندگی را به‌دور از هیاهوی شهر می نیوشیدند. اما آن‌گاه که فرزند پنجم آنها به‌دنیا می‌آید، سایه‌ ترسناک و پلیدی بر زندگی آرام و خوش آنها می‌افتد. بنِ غول‌پیکر با چهره‌ای کریه و زشت و با قدرتی مهارنشدنی، مملو از نفرتی خشک، سینه‌های هریت را می‌درد.

هریت که سعی در نگهداری از این نوزاد دارد، با مقاومت ترسناک و خشنی مواجه می‌شود که پیش‌تر حتی فکرِ آن را نیز نمی‌کرد. هریتِ پریشان به‌شدت از چیزی که به دنیا آورده است، به‌ وحشت می‌افتد...

«فرزند پنجم» اثر لسینگ، در 208 صفحه و با قیمت 3800 تومان منتشر شده است.


 
comment نظرات ()

 
ترجمه ای از استاد کیهان بهمنی
نویسنده : ستاره - ساعت ٢:٢٩ ‎ب.ظ روز ٢۱ آبان ۱۳۸٧
 


آلبر کامو

«درباره‌ی آلبر کامو» نوشته‌ی ریچارد کمبر با ترجمه‌ی کیهان بهمنی و ویراستاری یاسین محمدی منتشر می‌شود.

 

به گزارش خبرنگار بخش کتاب خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، «درباره‌ی آلبر کامو» همان‌طور که از نامش پیداست، اثری ‌است درباره‌ی آرا، اندیشه و آثار این نویسنده‌ی فرانسوی.

 

کتاب در پنج فصل تنظیم شده است و مؤلف در فصل اول به ارائه‌ی گزارشی فشرده از زندگی و آثار کامو می‌پردازد و آن را با زبانی موجز تبیین می‌کند. در فصل دوم در پی‌ آن است که از ریشه‌های مذهبی تفکر فلسفی کامو بگوید. در فصل‌های سوم و چهارم هم به تحلیل سه‌گانه‌ی کامو در باب پوچی می‌پردازد و کتاب‌های «بیگانه»، «افسانه‌ی سیزیف» و «کالیگولا» را تشریح می‌کند.

به گفته‌ی محمدی، سرانجام فصل پنج کتاب سعی دارد کاموی ‌استحاله‌شده را به نظاره بنشیند و این کار را در بررسی کتاب‌های «نامه‌هایی به یک دوست آلمانی»، «طاعون»، «عصیانگر» و «سقوط» انجام می‌دهد و در این فصل، تبدیل کاموی استحاله‌شده به انسانی اخلاق‌گرا را تبیین می‌کند.

«درباره‌ی آلبر کامو» از سوی انتشارات افراز منتشر خواهد شد.


 
comment نظرات ()

 
انواع ترجمه
نویسنده : ستاره - ساعت ٢:۱۳ ‎ب.ظ روز ٢۱ آبان ۱۳۸٧
 

ترجمه زبان عوام

ترجمه زبان عوام در واقع ترجمه ای از انجیل با نثری ساده و روان است که مخاطب آن سخنوران معمولی جامعه هستند. در این ترجمه از شیوه ترجمه اصطلاحی استفاده شده است.انتخاب واژگان و ساختار های دستوری به گونه است که درک آن را برای افراد عادی ممکن می سازد. بعنوان مثال اگر بخواهیم برای انگلیسی زبانان ترجمه ای ارائه دهیم که توسط عموم مردم قابل درک باشد باید در نگارش آن از سبک ساده زبان انگلیسی استفاده کنیم.


ترجمه شفاهی پیاپی,

ترجمه شفاهی پیاپی, ترجمهبیانات سخنگو پس از سخنان اوست. در ضمن صحبت سخنگو را مترجم یاد داشت برداری کرده و زمانی که سخنگو ساکت می شود مترجم تعبیر خود را از صحبت های او ارائه می دهد. از هیچ وسیله دیگری نیز استفاده نمی گردد. این نوع ترجمه اغلب در جلسات بازرگانی,مذاکرات و کنفرانهای مطبوعاتی مورد استفاده قرار می گیرد.


ترجمه شفاهی نجوا گرایانه

 

ترجمه شفاهی نجوا گرایانه,ترجمه شفاهی هم زمانی است که بدون استفاده از ابزار ترجمه شفاهی صورت می گیرد. به این ترتیب که مترجم کنار شنونده می نشیند و ترجمه را در گوش او نجوا می کند.هنگامیکه بیش از دو شنونده یا دو مترجم شفاهی به طور همزمان در اتاق هستند,ترجمه شفاهی نجوا گرایانه توصیه نمی شود.به منظور ترجمه نجوا گرایانه به گروهی متشکل از دو مترجم شفاهی نیاز مندیم لیکن از آنجا که این کار به انرژی زیادی نیاز دارد و فشار زیادی بر تار آواهای مترجم وارد می آورد فقط برای جلسات دو نفره و کوتاه مناسب است.

ترجمه پیشین


ترجمه پیشین ابزاری است که به طور ویژه برای کمک به مترجم زبان مادری طراحی شده است.این ترجمه توسط یک مشاور و تحت نظارت خود او در یک پروژه ترجمه معین برای مترجمان زبان مادری تهیه می شود. مشاور ترجمه با هدف آشکار ساختن معنی و هر چه ساده تر کردن آن ترجمه پیشینی را برای مترجم زبان مادری خلق می کند.این مترجم توانایی محدودی در استفاده از زبان انگلیسی (یا دیگر زبان های ملی,همچون اسپانیولی,فرانسوی و…)دارد.مشاور متنی را از انجیل مطالعه(تفسیر)می کند سپس بر مبنای این تفسیر ترجمه پیشین صحیحی می نویسد.ترجمه پیشین شامل تمام معانی زبان مبدا به اضافه اطلاعات ضمنی ای می شود که شاید در ترجمه نیاز به توضیح داشته باشند. در ساختار ترجمه پیشین یکپارچگی واژگان و الگوهای دستوری از جمله ترتیب واژگان,ساختار عبارات و بند ها و اصطلاحات زبان مقصد در نظر گرفته می شود

ترجمه بومی

ترجمه به زبان روزانه مردم (که سابقا عامیانه تلقی می شد)ترجمه بومی نامیده می شود. این ترجمه از گویش ادبی زبان و یا دیگر گویش ها و یا زبان آموزشی و یا اعتبار اجتماعی متمایز است.

ترجمه تحت الفظی

ترجمه تحت الفظی زمانی صورت می گیرد که صورت های زبان مبدا تا حد امکان حفظ شود,حتی اگر آن صورت ها طبیعی ترین صورت حفظ مفهوم متن اصلی باشد.گاهی اوقات ترجمه تحت الفظی را ترجمه لفظ به لفظ(نقطه مقابل ترجمه مغعنا به معنا)هم می نامند.نام دقیق تر ولی نه چندان معروف این شیوه ترجمه,ترجمهمعادل صورت است. از آنجا که در ترجمه تحت الفظی صورت های زبان مرکز توجه قرار می گیرد,گاهی اوقات بعضی از جنبه های معنایی این صورت ها از دست می رود.چون معنی نه تنها در صورت های واژگان منفرد وجود دارد بلکه در ارتباط با واژه ها,عبارات,کاربرد اصطلاحی واژه ها و تاثیر رابطه گوینده – شنونده و نیز بافتهای تاریخی و فرهنگی آن زبان قرار دارد. واژه ها اغلب در متن ها و موقعیت های مختلف,معانی متفاوتی ارائه می دهند.ولی ترجمه تحت الفظی این تفاوت ها را در نظر نی گیرد.بنابراینترجمه تحت الفظی معمولا دقیق ترین نوع ترجمه محسوب نمی شود.


ترجمه تفسیری

ترجمه تفسیری اصطلاحی ناشایست است که بععضی افراد برای اشاره به ترجمه ای به کار می برند که شامل تفسیر معنی متن اصلی است تا صرفا ترجمه متن اما از آنجا که ترجمه هر متنی بدون تعیین معنی آن غیر ممکن است( و تعیین معنی در تعریف,همان تفسیر متن به شمار میرود),این اصطلاح از نظر فنی نامی بی مسمی به شمار می رود اما در صورتی که خود این اصطلاح مورد تفسیر قرار گیرد تا حدودی معنایی منطقی پیدا می کند. در این صورت به میزان تفسیری اشاره دارد که از جانب مترجم مطرح می شود و منتقد آن را بیش از حد لزوم می داند.از نظر چنین منتقدانی اصطلاح ترجمه تفسیری لزوما مترادف با کاربرد اصطلاح مشکل آفرین نسبتا مشابهی به نام تاویل است.به عنوان نمونه یکی از کابرد های منطقی این اصطلاح زمانی است که مترجمی اطلاعاتی را خارج از قلمرو متن در متن شخصی که باید ترجمه شود,بگنجاند. چنین اطلاعاتی اگر به مطالعه معانی ضمنی متن مربوط شود به جای دیگری مثلا به شرح و تفسیر تعلق دارد تا به خودترجمه.


 
comment نظرات ()